Image hosting by TinyPic

خدايم!

هنوز اسير بيش و کم هستم.

زمان به سرعت می گذرد،

عمر به پايان می رسد

و می بينم که دست هايم تهی هستند.

آنچه اندوخته ام فقط سرابی بوده است.

آنگاه عمر به پايان می رسد

چه اندوخته ام؟

ای ‌آنکه منجی از پا افتادگانی!

دستم را بگير!

برگرفته از:http://fahmidanbayeknegah.persianblog.ir/

/ 4 نظر / 8 بازدید
ساحل

السلام عليک ياابا عبدالله الحسين سلام وبت قشنگه ممنون می شم با حضور سبزت کلبه ی حقير من رو سر سبز کنی

پيمان

به کجا میروی صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو ای کبوتر به کجا قدر دیگر صبر بکن اسمان پای پرت پیر شود بعد برو ای عزیزم تو اگر گریه کنی بغض من می شکند خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو یک نفر هسرت لبخند تو را می بالد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت امد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو سلام خوبی خیلی وقته از تو بی خبرم امیدوارم منو یادت بیاد به امید دیدار

اكبر

تبليغات وبلاگ ها حتما به اين وبلاگ بياين ونام وبلاگ خود را ثبت کنيد تا وبلاگتان پر بيننده باشد تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني تبليغات وبلاگ و لينکدوني